![]() |
![]() |
|
| اخبار امدادی (پزشکی)ومقاله مرتبط |
تهران ـ سركهسيب عصاره طبيعي سيب است كـه به عنوان يكي از غـذاهـاي طبـيعـي كـامـل شناخته شدهاست .
اين نوع سركه از سيب رنده شده تـهيـه مـي شود به اين صورت كهسيب را رنده و عـصـاره آن را جدا مي كـننـد و بـه حـال خـود مـي گذارند تا برسد اگـر ايـن سـركـه بـه طور طبيعي تهيه شـود بـه رنـگ قهـوه اي روشـن خواهدبود و اگر در برابر نور به آن نگـاه كنيد در ته ظرف آن ماده اي تور ماننـد بـا رشته هاي ظريف خواهيد ديد كه مادر سـركـه گويند. سركه سيب هر چه بهتر و بيشتر رسيده باشـد مقدار مادر سركه تشكيل شـده در تـه بـطري بيشتر خواهد بود. بايد دانست سركه سيب يك منبـع سـرشـار از پتاسيم است. مواد سمي و زايد بدن به كمك سركه سيـب از بين مي رود بهتر است يك قاشـق چـايـخـوري سركه سيب با 170 سي سي آب گوجه فرنگي يـا هويج مخلوط شود. سركه سيب باعث كاهش زگيل و خالهاي پوستـي و رفع ترك هاي پاشنه پا و دست مي شود. همچنين براي خارش پوست سر, خشكي مـوهـا و شوره سر موثرست. سركه سيب باعث تقويت دستگاه گوارش, كاهـش ناراحتي كليه و مثانه مي شود. افراد مي توانند براي رفع سنگهاي صفراوي كوچك شدن غده پروستات و بـهبـود آرتـروز, رفع يبوست و جلوگيري از خونريزي بينـي از سركه سيب استفاده كنند. نحوه مصرف سركه سيب بدين صورت است كـه دو قاشق چايخوري سركه خالـص سيـب را بـا يـك قاشق چايخوري عسل و يك ليوان پر آب با هم مخلوط و ميل كنيد. ثابت شده كه سركـه سيـب طبـيعـي يـكـي از بهترين عوامل سالم و شاداب نگهداشتن بدن است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 22:1 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ستارهها در دل سیاهی شب،
شاهدانِ روزگار سياهِ من اند باران مي شوند در نگاهم و می بارند اشك سياه. من سرد و يخ زده ام ساعتها بي روح و منجمد خیره می شوم بر طرحهای فرش بر دیوار هربار نگاه كنم بیگانهتر مي يابم آنها را. ساعت شوم، می شمارد ثانیه ثانیه لحظه هاي بیتو بودن را در آهنگ دلخراش عقربه ساعت، جز صدايِ پای گذر زمان صدايي نيست تيک تيک تيک تيک جايِ پاي خالي زمان اين جا کسي نيست منم، پرنده و تک درختِ بيد پرنده پشت پنجرة اطاقم مي آيد ـ سلام! تنها دوستِ من پرنده دوستِ من است خوب ترين دوستم بالهایش را به من به امانت ميدهد تا در اوج آسمان خوشبختی پرواز کنم ولی افق تا افق ديوار است ديوارِ سخت و گذرناپذير پرنده بیتاب میشود، از شدتِ اندوه من مجنونوار به دورش میچرخد و مينالد تک درخت بيد، حیات کوچک خانه ام که به زبان پنجره سلام میکند هر روز دوستِ ديگرِ من است وقتي بهار فراز آيد، مي گسترد برگ هايش تا بشکفد لبخند "آرزو" در لبان من. این درخت همچون من پریشان شاخه هايش را پريشان تر از موهايم رها مي کند در باد اين درختِ ترجمانِ اندوه و پريشانيِ من است از شدت اندوهِ زرد میشود و میریزد برگهايش بدين سان بهار خزان ميشود به آینه مي نگرم با نا اميديِ تمام کسی درست مثل خودم، خیره میشود به من او نیز مثل من تنهاست، شاید هم تنهاتر بهار چهرهاش پریشان است چون پاییز از توفان غم ميدانم؛ هزاران فرياد در گلو دارد اما مات و مبهوت است، چون کالبد بیروح. میگرییم او برای من، من برای او وقتی میخواهیم اشکهای همدیگر را پاک کنیم نا توانیم، نمیتوانیم فقط میسوزیم و مينوازيم در نگاه هم، سازِ تنهايي مان را. |
|
RSS
|