تبليغاتX
اطلاعات عمومی امدادی - خشونت ومغز
اخبار امدادی (پزشکی)ومقاله مرتبط

نوشتن برخلاف عقيده عمومي در كشور ما كار اساني نيست عمدتا به اين دليل ساده كه همیشه یك “عقيده عمومي” وجود دارد . هميشه علي رغم بسياري تضادها و نظرات كه درميان اقشار مختف مردم وجود دارد

در مورد يك هسته مركزي گويي توافقي بیان نشده هست كه در باره ان اختلاف نظر چنداني نيست و بالطبع صحبت كردن درباره ان اسان نمي باشد . ميتوان گفت تكنولوژي مخالفت در كشور ما تكنولوزي پيشرفته اي نيست يا حداقل حدود و صغور ان با دشمنی ونزاع روشن نیست و اتفاقا نقش زمينه هاي فرهنگي دراين محدوديت بسيار پررنگ تر است تا زمينه هاي سياسي . حالا اگر بخواهيد در مورد قهرمانان الميپك اظهار نظري بكنيد كه اندكی اما و اگر داشته باشد باید منتظر باشید كه از طرف بسیاری ادم های روشنفكر هم مورد شماتت قرار بگیرید و اینكه جدید ترین تعریف روشنفكری هم نوعی نگاه, سوای نگاه معمول باشد فرقی در این قضیه نمی دهد. با همه این ها زمانی كه لگد پهلوان ایرانی به زیر چانه حریفی كه مدال طلا راباخت اصابت كرد و حریف برای جند لحظه تعادل خود را از دست داد و بر زمین افتاد بنده به عنوان یك مغز شناس به شدت جاخوردم و ترسیدم تصور كردم بلافاصله مسابقه متوقف خواهد شد , فرد حادثه دیده –ضربه مغزی – توسط پزشكی معاینه و برای بستری و انجام سی تی اسكن اعزام خواهد شد.در شرایط دیگر این از وظایف من است .

اما در كمال تعجب دیدم كه مسابقه ادامه یافت و مصدوم هم مجددا شروع به مشت و لگد پرانی كرد ووقتی كه دست پهلوان ضارب به عنوان برنده بالا برده شد تمام سالن از غریو شادی و افتخار پر شد.بعلاوه صدای فریادهای شادمانه منزل خود ما و منازل همسایه هاراهم پر كرد . بنده اطمینان كامل دارم كه اگر شركت كنندگان در این گونه مسابقات, مربیان انها و مقامات برگزار كننده این مسابقات اطلاعات حداقلی این حقیر درباره مغز و اسیب پذیری ان را داشته باشند بلافاصله این مسابقات را متوقف می سازند یا حداقل از شركت بستگان نزدیك خود در این مسابقات جلوگیری می كنند!!. در ادامه این یادداشت میكوشم مجملی از این اطلاعات را البته به تنزیل ارائه كنم .اما انچه كه مرا در تعجب فرو می برد اینكه خود بنده هم با همین اطلاعاتی كه عرض كردم مسابقه را تقریبا تا انتها با لذتی شرم اور كه البته سعی كرد م مخفی كنم به نظاره نشستم و فقط در انتها از تفسیرها گذشتم و جعبه جادو را خاموش كردم كه تازه ان هم مورد اعتراض اهل منزل واقع شد . این لذت مرموز مایه تعجب من است و گوئی از مرموز ترین بخش وجودم یا بهتر بگویم مغزم برمی خیزد و همان است كه انگیزه این مقاله را فراهم اورده و به دنبال بران درنگ خواهم كرد .

مغز علی رغم پوسته استخوانی محكمش بسیار اسیب پذیر است و اسیب پذیری ان هم بیشتر در برابر صدماتی است كه ان را به شدت و به ناگهان تكان می دهند نه ضرباتی كه در ان فرو می روند یا پوسته استخوانی ان را می شكنند . ضایعات مغزی فرو رونده فقط به بخشی از مغز صدمه میزنند كه ان بخش لزوما ممكن است محل حیاتی ای نباشد . نیمكره های مغزی كه بخش مهم مغز را تشكیل میدهند نقش چندانی در هوشیاری ندارند .

در عوض صدماتی كه به طور ناگهانی مغز را تكان می دهند باعث چرخش ناگهانی مغر بر ساقه مغز می گردند این چرخش ناگهانی باعث كشیده شدن تشكیلات شبكه ای حدفاصل بین مغز و ساقه مغز می گردد . تشكیلات شبكه ای مهم ترین مركز هوشیاری است و كشیده شدن ان باعث بیوشی میشود. برخلاف تصور رایج در فیلم های سینمائی كه ضربه پشت سر را روشی ساده و بی خطر برای بیهوشی موقتی نشان می دهند این كشیدگی بسیار خطر ناك است و ممكن است فرد دیگر به هوش نیاید. كم نیستند بچه هایی كه با یك سیلی ساده دیگر برنخاسته اند . علت ناك دان نیز كه در ورزش!!! مشت زنی امتیاز بالایی دارد همین كشیدگی تشكیلات شبكه در ملتقای مغز و ساقه مغزمیباشد . ضربه ای هم كه با لگد به زیر چانه كسی بخورد در هرحال به ظریف ترین و زیباترین دستگاه جهان خلقت یعنی به مغز ان هم در حساس ترین و پیچیده ترین نقطه ان یعنی تشكیلات شبكه صدمه وارد می اورد . از سوی دیگرتكان ناگهانی و شدید برای یك لحظه نقل و انتقال مواد شیمیایی را در كلیه عصب های مغز مختل میسازد. برخی اعصاب ظریف تر حتی پاره میشوند و گاه باد می كنند و شبیه بالن می گردند . تكرار این ضربات باعث صدمات پیشرونده مغزی و زوال عقل میشود كه از هر 10 بوكسور حرفه ای 5 نفر به ان مبتلا هستند . همان بیماری ای كه "كلی " به ان مبتلاست و به غلط ان را پاركینسون مینامند كه پاركینسون نیست و زوال مغزی است كه توسری زیاد خورده .

باید جوانان رشید و زیبایی را كه گاه و بیگاه به دنبال یكی از همین ضربات به بستر مرگ می خوابند ببینید تا بدانید شرم من از لذت تماشای مسابقه كاراته یا هر اسمی كه دارد پر بیراه نیست .

اما گفتم بر این لذت و این شرم نیز باید درنگی عصب شناسانه كرد. چرا من كه خود اگاهم از ورزش هایی كه دو نفر با یكدیگر می چنگند بیزار است ناخود اگاه از تماشای ان لذت می برم ؟ باید دانست در عمق مغز انسان, مغز كوچكی هست كه انرا مغز باستانی archicortex می نامند این مغز بسیار كوچك در ابتدایی ترین موجودات هم وجود دارد .در طی تكامل باپیدایش موجودات تكامل یافته ترهرچه بیشتر و بیشتر مغز های بیشتری در اطراف این هسته تنیده شدند تا انجا كه در انسان به تكامل یافته ترین شكل خود با چین وشكنج های فراوان در امد . اما مغز باستانی هم چنان به حیات خود ادامه میدهد و نه تنها این بلكه هر چه كه مغز های جدید neocortex تحلیل میكند نیز هم جنان از طریق همان مغز باستانی مورد درك قرار می گیرد . مغز باستانی بر خلاف مغز چدید ساختمان ساده ای دارد. جند سلول ساده با یكدیگر ارتباطات ساده و دو سویه ای برقرار میكنند. بخش مهمی از این مغزباستانی به بویایی اختصاص دارد و بخش دیگری به دستگاه گوارش. این دو در بقا موجودات اولیه بیشترین اهمیت رادارند . بخش های زیادی از این مغزنیز به خشونت اختصاص یافته اند. تحریك مناطق وسیعی از این مغز باعث ژست خشونت می شود .و تحریك بخش های دیگر باعث تغییرات سیستم اعصاب خودكار بدن برای تطابق با وضعیت خشم و خشونت می گردد . دلیل هم روشن است موجود اولیه در مصاف با طبیعت و سایر موجودات بدون خشونت امكان تنازع بقا نخواهد داشت . بنابراین خشونت یكی از مكانیسم های اساسی مغز است بسیاری دریافت ها و تحلیل های مغز جدید هم نهایتا از طریق همین سیستم جهار عمل اصلی رنگ امیزی می شوند . این همان دیو درونی است كه هابس "لویتان " نامید . بیهوده نیست كه هرجا قدرت انسان بدانجا رسید كه امكان تجلی بی جون وچرای درون فراهم امد چیزی جز خشونت بیرون نریخت و كورتكس جدید كاری نكرد مگر انكه توجیهی روز امد برای تمنیات مغز باستانی فراهم اورد . یك روز توجیه, اعتلای نژاد برتر بود یكروز كمونیسم و طبقه كارگر, و روز دیگر توجیهی دیگر جدا بنده به عنوان یك عصب شناسی تعجب می كنم از اینكه گاه ادبا رحم و مدارا را انسانی می نامند و خشونت و شقاوت را غیر انسانی .نكته دیگر اینكه هنوز خصوصیات اساسی انسان تغییر چندانی نكرده است هنوز انسان به میلیون ها سال دریدن و پاره كردن نزدیك تر است تا چند هزار سال تمدن و تعقل . تمام ظواهر چشم نوازی كه در چند ده سال اخیر بشر را به تكنولوژ ی اراسته اند و اخلاقیاتی كه به نظر می رسد هرچه بیشتر و بیشتر روز امد می گردد جوهره انسان را هنوز تغییر نداده اند. وقتی كه تئاتر سو فوكل را میبینید كهنه نیست و وقتی كه بوستان سعدی را می خوانید تصور می كنید راجع به همسایه شماست كه موبایل در دست از كنار كامپیوتر تكان نمی خورد . اما اگر امروز مغز جدید صلح و مدارا و عشق را می پسندد كه شاید لازمه جهان مسقف است - باید این شیوه را بیاموزد بیاموزاند و تبلیغ كند . سازش و تردید و مدارا شیوه معتاد مغز نیست تكنیكی است كه باید اموخت و تمرین كرد ازمود و بسیار ازمود . هم از این رو بود كه در اغاز از تكنولوژی مخالفت صحبت كردم . بنابراین با هر چیزی كه " لویتان " درون را می نوازد و ان را خوش می اید باید دانسته و عاقلانه به مخالفت – باز داشتم می نوشتم مقابله و دشمنی – برخاست . واگر دنیا ی غرب هم المپیك برگزار میكند ودر ان جوانان مثل گلادیاتور ها با یكدیگر به مبارزه می پردازند واگر در سرتاسر فیلم های سینمایی ان فقط خشونت است و خشونت باز به این معنی نیست كه خشونت خیلی هم بد نیست یا در چهارچوبی مدرن مجاز است یا اینكه اساسا خشونت نیست بلكه صرفا به این معنا ست كه جوهر ادمیزاد با این ظواهر كنونی چندان تفاوتی نكرده است هنوز مغز باستانی در ان زیر می جوشد و به یك چشم بر هم زدنی در هزاره سوم یك استاد روانپزشكی در قلب اروپا می تواند فرمانده یك نسل كشی تاریخی گردد –همانگونه كه رادوان كارادزیج بود.

به امید روزی كه قهرمانان المپیك ما مدال های بیشتری به دست ورند منتهی نه در رشته هایی كه روبروی انسانی دیگر باید به جنگ پرداخت بلكه در رشته هایی كه باید در كنار هم رقابت كرد . و به امید روزی كه مغز جدید بتواند در باره هر موضوعی به راحتی مخالفت كند نه چون مغز باستنانی كه فقط دشمنی و نزاع را می پسندد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 19:19  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ستاره‏ها در دل سیاهی شب،

شاهدانِ روزگار سياهِ من اند

باران مي ‏شوند در نگاهم

و می بارند اشك سياه.

من سرد و يخ زده ام

ساعت‏ها بي روح و منجمد خیره می شوم

بر طرح‏های فرش

بر دیوار

هربار نگاه كنم بیگانه‏تر مي‏ يابم آن‏ها را.

ساعت شوم، می شمارد ثانیه ثانیه لحظه هاي بی‏تو بودن را

در آهنگ دلخراش عقربه ساعت،

جز صدايِ پای گذر زمان صدايي نيست

تيک تيک تيک تيک

جايِ پاي خالي زمان

اين جا کسي نيست

منم، پرنده و تک درختِ بيد

پرنده پشت پنجرة اطاقم مي آيد

ـ سلام! تنها دوستِ من

پرنده دوستِ من است

خوب ترين دوستم

بال‏هایش را به من به امانت مي‏دهد

تا در اوج آسمان خوشبختی پرواز کنم

ولی افق تا افق ديوار است

ديوارِ سخت و گذرناپذير

پرنده بی‏تاب می‏شود‏، از شدتِ اندوه من

مجنون‏وار به دورش می‏چرخد و مي‏نالد

تک درخت بيد، حیات کوچک خانه ام

که به زبان پنجره سلام میکند هر روز

دوستِ ديگرِ من است

وقتي بهار فراز آيد، مي گسترد برگ هايش

تا بشکفد لبخند "آرزو" در لبان من.

این درخت همچون من پریشان

شاخه هايش را پريشان تر از موهايم رها مي کند در باد

اين درختِ ترجمانِ اندوه و پريشانيِ من است

از شدت اندوهِ زرد می‏شود و می‏ریزد برگهايش

بدين سان بهار خزان ميشود

به آینه مي نگرم با نا اميديِ تمام

کسی درست مثل خودم، خیره می‏شود به من

او نیز مثل من تنهاست، شاید هم تنهاتر

بهار چهره‏اش پریشان است چون پاییز از توفان غم

مي‏دانم؛

هزاران فرياد در گلو دارد

اما مات و مبهوت است، چون کالبد بی‏روح.

می‏گرییم

او برای من، من برای او

وقتی می‏خواهیم اشک‏های همدیگر را پاک کنیم

نا توانیم، نمی‏توانیم

فقط می‏سوزیم و مي‏نوازيم در نگاه هم، سازِ تنهايي مان را.



نوشته های پیشین
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
پیوندها
عاشق سفر به دور دنیا هستم
سلامت نیوز :سرویس خبری: تغذیه:تاثیر ...
Welcome to San Pacific L.L.C website.
وبلاگی در مورد علوم پزشکی و به ویژه علوم آزمایشگاهی و000
علوم پزشکی شیراز
مركز تحقيقات ارولوژي دانشگاه علوم پزشكي تهران
دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران
مرکز مهندسی و فناوری پزشکی
ارائه تازه های علوم پزشکی
دیکشنری آنلاین
علوم آزمایشگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران
مجموعه‌ی کاملی از ابزار وب فارسی
وبلاگ روانشناسی و مشاوره
مقالات روان شناسی و مشاوره به دو زبان فارسی و انگلیسی
سفیر سرزمین سهران
اهنگهاي جديد
قالب حرفه ای مدرن
یه دوست ...
موسیقی و سینما
وبلاگ انگل شناسی دانشکده دامپزشکی بابل
ازدواج، طلاق و مسائل زناشویی
پرستاران بندر ترکمن
کاریابی و استخدام با جهان کاریاب . کام
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

taghdim be madarm"pidaram





Powered by WebGozar